مؤلف مجهول
390
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
صورت قاز « 1 » بود هميشه آب مىكشيد و به آتش مىپاشيد . غرض آنكه حضرت خواجه بىوقوع واقعهء حكمت « 2 » نگفتى و بىحكمت سخن خود را از خلق نهفتى « 3 » . و چون از آن واقعه برگشت چهل و يك چله متعاقب برآورد ، بعده به كوه قوتلوغ بويناق رفت . پوشيده نماند كه بويناق به عرف قديم عقبه را گويند ، و ليكن نه عقبهء بلند را . و در آن كوه كار خواجه به اتمام رسيد . آنجا فرمود : قوتلوغ بويناق تاغيندا بخت كاروانى يتيلدى * دولت فلكى او بكه كليب ايشلا را يتيلدى اين بيت اشارت به مرتبه فناء ذاتى است ، يعنى حضرت خواجه « 4 » را در كوه مذكور فناء ذاتى به حصول آمد و در همان موضوع بعد از فناء ذاتى دو چلهء ديگر برآورد ، آنگاه مشرف به تجلى صورى شد . و بعد از آن اشارت شد و بشارت رسيد كه : اى فقيه محمد ! من بعد ترا در غارى بايد بودن دو سال تمام تا كسى ترا « 5 » نبيند . خواجه گفت : به كدام غار روم ؟ آوازى به گوش او آمد كه اى فقيه محمد ! به " غار مامن " برو و در آنجا قرار گير ! چون اين بشنيد بزرگوار به " غار مامن " رفت و در آنجا قرار گرفت . دو سال تمام بريده از خلق و پيوسته به حق « 6 » عبادت كرد كه كسى او را نديد و خبر او را نشنيد اما از بعضى آثار و علامات ، بعضى از مردم رياضت كشيده « 7 » پى بردند كه خواجه در آن « 8 » غار خواهد بود . پوشيده نماند كه يكى از آثار و « 9 » علامات او آن بود كه از آن زمان كه حضرت « 10 » خواجه در آن « 11 » غار ساكن شد ، « 12 » شبها « 13 » در آن كوه چراغ سوختن گرفت « 14 » بىآنكه كسى چراغ افروزد . و اين از « 15 » كرامات « 16 » آن « 17 » بزرگوار بود . از آن است كه آن غار را چراغليق مقام مىگويند . نه آن است كه بزرگوارى آنجا آسوده باشد ، بلكه « 18 » قرارگاه حضرت خواجه است . على هذا القياس چند جا اينچنين قرار گرفت و همه را « 19 » مردم آستانه اعتقاد كردهاند و نيازمندى دارند . و اينها از قوت ولايت و كرامات « 20 » آن بزرگوار « 21 » است .
--> ( 1 ) - متن تق ، جميع نسخ : قاض ( 2 ) - ب : حكمتى ( 3 ) - ب : بىحكمت از خلق سخن خود را نهفتى ( 4 ) - ب : بزرگوار ( 5 ) - ب : تا ترا كسى ( 6 ) - ت : پيوسته برحق ( 7 ) - ب : رياضتكش ( 8 ) - ب : خواجه در غار ( 9 ) - ب : - از آثار و ( 10 ) - ب : - حضرت ( 11 ) - ب : در غار ( 12 ) - ب : ساكن بود ( 13 ) - ب : + در آن غار و ( 14 ) - ب : چراغ مىسوخت ( 15 ) - ب : - از ( 16 ) - ت : كرامت ( 17 ) - ب : - آن ( 18 ) - ت : بلك ( 19 ) - ب : - را ( 20 ) - ت : كرامت ( 21 ) - ب : خواجه